العلامة المجلسي
299
حياة القلوب ( فارسي )
حضرت را براي نان جوى مىطلبيد به خانهء خود أجابت أو مىنمود « 1 » . ودر حديث معتبر از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام منقول است كه : حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود كه : كسى شكر نعمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نكرد با آنكه حقّ نعمت بر قرشي وغير قرشي وبر عرب وعجم داشت ، وكي حقّ نعمتش بر خلق زيادة از آن حضرت بود وما أهل بيت رسول خدا نيز چنانيم كه كسى شكر نعمت ما نمىكند ونيكان مؤمنان نيز هرچند احسان كنند كسى شكر نعمت ايشان نمىكند « 2 » . ودر حديث معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : جبرئيل بر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل گرديد وگفت : يا محمد ! پروردگارت سلام مىرساند ومىگويد كه : دختران باكره به منزلهء ميوهاند بر درخت ، چون ميوه پخته شد آن را به غير چيدن چارهاى نيست واگر نه آفتاب آن را فاسد مىكند وباد آن را متغير مىگرداند ، ودختران باكره چون بالغ شدند دواى ايشان شوهر دادن است واگر نه أيمن نمىتوان بود از فتنهء ايشان . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر منبر رفت ومردم را جمع كرد ووحى خدا را به ايشان رسانيد . پس مردم گفتند كه : به كي تزويج كنيم ايشان را ؟ فرمود كه : به كفو ايشان ؛ پس فرمود كه : مؤمنان همه كفو يكديگرند . پس از منبر فرود نيامد تا ضباعه دختر زبير عموى خود را به مقداد بن اسود نكاح كرد وفرمود كه : اى گروه مردم ! من دختر عم خود را به مقداد دادم تا نكاح پست شود « 3 » ، بدانيد كه در دختر دادن رعايت حسب ونسب نمىبايد كرد . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در حضور مردم به قضاى حاجت نمىنشست ، روزى در مكاني بود كه عمارتى وگودالى نبود وارادهء قضاى حاجت نمود وشخصي از صحابه همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بود ودر آن مكان
--> ( 1 ) . امالى شيخ طوسي 393 ؛ مكارم الأخلاق 16 ، ودر آنجا ذيل آن ذكر نشده است . ( 2 ) . علل الشرايع 560 ؛ وسائل الشيعة 16 / 308 . ( 3 ) . علل الشرايع 578 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 289 ؛ وسائل الشيعة 20 / 62 .